تصمیماتی که در مراحل اولیه طراحی ساختمان‌ها و محیط‌های شهری اتخاذ می‌شوند، می‌توانند شرایط تشدیدکننده ریسک سانحه را تحت تأثیر قرار دهند. با این حال، چنین تصمیم‌گیری‌هایی اغلب پیش از دستیابی به تصویری جامع و کامل از ریسک آغاز می‌شوند.

شواهد محیطی موجود در این مرحله، با وجود اینکه یک ارزیابی ریسک کامل به دست نمی‌دهند، همچنان می‌توانند به هدایت تصمیم‌ها کمک کنند؛ زیرا بررسی هم‌زمان منابع گوناگون نشان می‌دهد چه چیزهایی را می‌دانیم، شواهد چه نکاتی را مطرح می‌کنند و چه مواردی هنوز به بررسی و تحقیق بیشتر نیاز دارند.

هنگامی که دو نقشه صورت‌مسئله را تغییر می‌دهند

تحلیل آب‌های سطحی ناشی از بارندگی نمونه بسیار مناسبی در این زمینه است.

در مراحل نخستین یک پروژه، ممکن است کار با داده‌های محیطی که نقاط مستعد آب‌گرفتگی در طول بارندگی‌های شدید را نشان می‌دهند، در کنار اطلاعات مربوط به معابر، فضاهای سبز و منظر، و سایر ویژگی‌های سایت انجام شود.

بررسی جداگانه یک منبع اطلاعاتی می‌تواند خیلی سریع از شناسایی یک مسئله به ارائه یک راهکار منجر شود. اما محیط‌های انسان‌ساخت به‌صورت سیستم‌هایی به‌هم‌پیوسته عمل می‌کنند. تطبیق و انطباق منابع گوناگون اطلاعات مکانی می‌تواند روابطی را آشکار کند که در بررسی انفرادی هر منبع دیده نمی‌شوند؛ روابطی که ممکن است اساس سؤالی را که تیم طراحی باید مطرح کند تغییر دهند.

یک نقشه فضای سبز مکان لکه‌های فضای سبز را نشان می‌دهد و نقشه تجمع آب، نقاط آب‌گیر را مشخص می‌کند. حال اگر این دو نقشه با یکدیگر مقایسه شوند، این پرسش مطرح می‌شود: چرا با وجود وفور فضاهای سبز در نزدیکی محل، آب همچنان در معابر تجمع می‌یابد؟

یک توضیح محتمل این است که رواناب برای رسیدن به این فضاهای سبز با موانعی روبه‌رو است. بررسی اطلاعات سایت ممکن است وجود جدول‌ها، اختلاف ترازهای ارتفاعی یا دیگر موانع فیزیکی را نشان دهد که مسیر جریان آب را قطع کرده‌اند.

شواهد موجود اثبات نمی‌کنند که این موضوع حتماً علت اصلی است، اما مسیر پژوهش و ارزیابی را تغییر می‌دهند. تیم طراحی به‌جای آنکه بلافاصله بپرسد آیا به فضای سبز بیشتری نیاز است یا خیر، ابتدا می‌تواند بررسی کند که آیا فضاهای سبز موجود اتصال مؤثری با نقاط تجمع آب دارند یا خیر.

اگر تجمع آب درون خود فضاهای سبز نیز رخ دهد، تفسیر مسئله تغییر خواهد کرد. در این حالت ممکن است ظرفیت ذخیره‌سازی، نفوذپذیری یا ظرفیت زهکشی نیازمند بررسی باشد. با این حال، ممکن است در این مرحله داده‌های دقیقی درباره نفوذپذیری خاک، شیب‌بندی دقیق سایت یا ظرفیت زهکشی در دسترس نباشد.

این کمبود اطلاعات به معنای متوقف شدن پیشرفت پروژه نیست. این شواهد ممکن است برای تعیین مدیریت آب به‌عنوان یک اولویت طراحی، حفظ فضا برای اقدامات آتی، یا اجتناب از تصمیماتی که مدیریت رواناب را دشوارتر می‌کنند کافی باشند؛ هرچند شاید هنوز نتوان نوع مداخله نهایی را مشخص کرد.

بهبود اتصالات میان سطوح نفوذناپذیر و فضای سبز، احداث جوی‌باغ‌ها (فرورفتگی‌های پوشیده از گیاه که برای کاهش سرعت، تصفیه و نگه‌داشت موقت رواناب طراحی می‌شوند) یا بهره‌گیری از بام‌های آبی‌ـ‌سبز می‌توانند از جمله راهکارهای مناسب باشند. اینکه کدام رویکرد بهترین نتیجه را دارد، به یافته‌های ارزیابی‌های تکمیلی بستگی خواهد داشت.

شواهد موجود در حال حاضر از چه مواردی پشتیبانی می‌کنند؟

یکی از چالش‌های اصلی طراحی سازگار با تغییر اقلیم این است که فرایند تصمیم‌گیری پیش از رفع کامل عدم‌قطعیت‌ها آغاز می‌شود.

تطبیق منابع داده‌ای مختلف کمک می‌کند مرز میان مواردی که شواهد از آن‌ها پشتیبانی می‌کنند، آنچه صرفاً در حد یک فرضیه احتمالی باقی می‌ماند و آنچه هنوز نیازمند بررسی بیشتر است، مشخص شود. نگریستن به شرایط پیوسته و متقابل می‌تواند مسائل زیربنایی را آشکار سازد که یک منبع داده به‌تنهایی قادر به نمایش آن نیست.

هدف، تحمیل نتیجه‌گیری بر پایه داده‌های ناقص نیست؛ بلکه درک این نکته است که در حال حاضر چه تصمیماتی را می‌توان به‌طور منطقی اتخاذ کرد و چه مواردی را باید برای مراحل بعد باز گذاشت.

از شواهد محیطی تا تصمیم‌گیری‌های مبتنی بر ریسک

پیوند این موضوع با کاهش ریسک سانحه در همین نقطه شکل می‌گیرد.

شواهد محیطی به‌تنهایی نمی‌توانند تصویر کاملی از ریسک سانحه ارائه دهند.

شناخت ریسک نیازمند بررسی هم‌زمان مخاطرات، عناصر درمعرض‌ریسک، شرایط ایجادکننده آسیب‌پذیری و ظرفیت‌های موجود برای مدیریت و کاهش ریسک است.

مفهوم «طراحی مبتنی بر ریسک» بر ورود ملاحظات ریسک به مراحل ابتدایی فرایند طراحی تأکید دارد، به‌گونه‌ای که پیش از شکل‌گیری کامل طرح و بدون تلقی تحلیل‌های مقدماتی محیطی به‌عنوان یک ارزیابی جامع ریسک، بر تصمیم‌گیری‌ها تأثیر بگذارد. این شیوه هم‌راستا با تأکید دفتر کاهش ریسک سوانح سازمان ملل متحد (UNDRR) بر ادغام ملاحظات ریسک سانحه در تصمیم‌گیری‌های برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری است.

پیش از نهایی کردن یک مداخله کالبدی مشخص، پاسخ به سه پرسش کلیدی ضروری است:

  • چه نکاتی را می‌توان بر اساس شواهد موجود با قطعیت تأیید کرد؟
  • از مقایسه و تطبیق منابع مختلف شواهد، چه تحلیل‌ها و تفاسیر اولیه‌ای حاصل می‌شود؟
  • پیش از دستیابی به نتیجه‌گیری قطعی یا تعیین گام بعدی، چه مواردی هنوز نیازمند بحث یا بررسی بیشترند؟

طراحی مبتنی بر ریسک در شرایط عدم‌قطعیت، به معنای رسیدن به نتایج شتاب‌زده نیست؛ بلکه به ایجاد فرایندی آگاهانه‌تر و منطقی‌تر در پس تصمیم‌گیری‌ها بازمی‌گردد. از این طریق، تیم‌های پروژه می‌توانند پیامدهای احتمالی ریسک را شناسایی کرده، اثرات تصمیمات خود را بسنجند و پرسش‌های کلیدی را برای پاسخ‌گویی در فازهای بعدی پروژه تدوین کنند.

گاهی سودمندترین دستاورد یک ارزیابی محیطی، نه یک راه‌حل آنی، بلکه طرح پرسشی دقیق‌تر و درست‌تر است.